این نامه از یکی از دانشجویان دانشگاه ملی علوم پزشکی (اسپانیا) در
رشتهٔ دکترای حرفهای فیزیوتراپی در ایران اشک به چشمانم آورد. بسیار
متشکرم از این هموطن عزیز بابت این نامه بسیار زیبا، دلنشین و با محبت. این
چنین نامهها به من بسیار انرژی میدهند
با سلام جناب دکتر پورگل عزیز
علیرغم
اینکه آشنایی مان تازه شروع شده اما به گمان من سالهاست که بواسطه ایرانی
بودن وحرفه مشترک بهم نزدیکیم. هریک از ماها سرنوشت جداگانه ای داشتیم اما
سرنوشت غایی ما یکی است خدمت هرچه بیشتر به انسانها
ازاینکه بعنوان
یک ایرانی غیرتمند به یاری هموطنانی شتافتی که در وطن نتوانستند یاوری پیدا
کنند و از اینکه دریچه امیدی برای هزاران فیزیوتراپیستی که در کشور برای
احقاق ساده ترین وطبیعی ترین حق خویش سالهاست محروم مانده اند ،گشوده اید
صمیمانه سپاسگزارم
به گرمی دستتان را می فشارم و بخاطر این خدمت
بزرگ از شما تقدیر میکنم باشد روزی در کنار شما و در وطن خودمان به
هموطنانمان کمک کنیم
به امید آنروز
فیزیوتراپیست انوشیروان محمدی دانشجوی دانشگاه ملی اسپانیا

No comments:
Post a Comment